محمد بن على بن محمد شبانكاره اى
198
مجمع الانساب ( فارسى )
همچنان بر جغتاى مىرفت همچنان حديث كرمان ميسر نمىشد . چون تخت بخت به فر معدلت منكوقاآن مزين شد و جغتاى منكوب شد صاحب محمود مربى قطب الدين گشت و حال او عرضه داشت يرليغ و پايزه به حكومت كرمان حاصل شد و عزيمت برآمدن مصمم كرد . چون آوازهء او به كرمان رسيد ركن الدين خوفى به خود راه داد و از راه عراق بر نيت دار الخلافه بيرون رفت باز دلش [ رضا ] نداد و از راه قزوين عطفى كرد و دل بر قتل خوش كرد و عازم كرياس منكوقاآن شد و قطب الدين متصدى كار كرمان گشت و كرمان را مصر جامع ساخت . [ قطب الدين محمد ] پس در شعبان سنهء خمسين و ست مائه به حضرت قاآن روانه شد و انواع تنسوقات با خود ببرد و امرا و نواب حضرت را همه رشوتها داد و محضرى برد مشتمل بر تقبيح حال ركن الدين . منكوقاآن روى ظلم نتوانستى چون محضر در باب بىرايى ركن الدين ديد فرمود تا ركن الدين را به دست قطب الدين دادند هم در اردو او را به دست خود گردن زد و بعد از دو سال قطب الدين محمد باز كرمان آمد و اركان مملكت كرمان به ذروهء اعلى رسانيد . و ملك قطب الدين ملكى نامدار بود و آثار و مناقب او مشهور و بسيار است و جملهء سلاطين كرمان از نسل اويند و خيلى كرامات و اثرهاى خير دارد و جلال الدين سيورغاتميش و مظفر الدين حجاج و پادشاه خاتون همه فرزندان صلبى او بودند و در رمضان سنهء خمس و خمسين و ست مائه وفات يافت . مدت ملك او هفت سال . السلطان مظفر الدين حجاج بن قطب الدين محمد چون قطب الدين محمد وفات يافت زنش تركان خاتون نيك محتشمه و مستقل بود رسولان را به حضرت هولاكو فرستاد و يرليغ نفاذ يافت تا حكومت كرمان به نام پسران قطب الدين محمد باشد اما تركان كه مادر فرزندان است حكم راند و لشكر كرمان در حكم امير حاجى باشد كه داماد قطب الدين محمد است . تركان يك سالى حكومت راند زنى عاقله بود برخاست و به اردوى هولاكو -